تبليغاتX
دانشجویان زیست شناسی و پزشکی ! چرا؟؟؟

ننگ و شرم باد بر دامپزشکان ایرانی

يكي از بينندگان «تابناك»‌ در پيامي نوشت:

دو هفته پيش، صبح پنجشنبه، هنگام عبور از خيابان خالد اسلامبولي (يا همان وزرا)، صداي ناله‌هاي يک گربه توجه مرا نيز مانند باقي عابران به خود جلب کرد. گربه بيچاره از دو پا دچار آسيب شده بود و نمي‌توانست حرکت کند. معلوم بود که درد زيادي مي‌کشد. عجز و بيچارگي را مي‌شد از چشمانش خواند. مدتي ايستادم و تماشا کردم. آدمها مي‌آمدند و مي‌رفتند؛ بعضي‌ها سري تکان مي‌دادند و دلسوزي مي‌کردند، بعضي‌ها نيم نگاهي مي‌انداختند، آنهايي هم که مهمتر بودند، جلوي کنجکاوي خود مي‌ايستادند و حتي نگاهي هم به حيوان مفلوک نمي‌کردند.

مانده بودم که چه کنم. اولين چيزي که به ذهنم رسيد تماس با شماره 137 شهرداري بود. فکر مي‌کنم من اولين نفري بودم که براي چنين موردي با شهرداري تماس گرفته بودم. اين را از سکوت طولاني و بعد از آن، لحن متعجب اپراتور تلفن فهميدم. به هر حال جواب واضح و قابل حدس بود : اين در حيطه وظايف ما نيست.

بعد از 137 نوبت به 118 رسيد. اميدوار بودم که بشود شماره‌اي مربوط به انجمن حمايت از حيوانات يا نهادهاي مشابه ديگر و يا حداقل يک کلينيک دامپزشکي حوالي منطقه 6 پيدا کرد، اما پس از جستجوي بسيارآنچه به دست آمد شماره يک کلينيک دامپزشکي در سعادت آباد بود!

يادم آمد که تابلوي يک کلينيک دامپزشکي را حوالي دو راهي يوسف آباد ديده‌ام؛ بلافاصله يک تاکسي گرفتم و چون خودم از گربه مي‌ترسم، از يکي از کسبه محل خواستم تا گربه را درون کارتني گذاشته و به تاکسي منتقل کند.

متاسفانه کلينيک مورد نظر بسته بود و پس از پرس و جو و تماس‌هاي تلفني مکرر، در نهايت موفق به پيدا کردن شماره تماس و آدرس بيمارستان حيوانات خانگي وابسته به دانشکده دامپزشکي در خيابان دکتر قريب شدم. بي معطلي تاکسي ديگري گرفتم و همراه با گربه بيچاره که از شدت ضعف و درد ديگر حتي ناله هم نمي‌کرد به سمت بيمارستان روان شدم. چون از گربه مي‌ترسم و وزن کارتن هم برايم زياد بود (من يک خانم هستم) به بيمارستان مراجعه کرده و از يکي از کارگران خدماتي آنجا خواستم که کمک کند تا گربه را از تاکسي به بيمارستان منتقل کنيم. اما اصلا از اين خبرها نبود! به هر حال به کمک راننده تاکسي کارتن را از ماشين پايين گذاشته و کشان کشان تا دم ميز پذيرش رساندم.
تصورم اين بود که حيوان بيچاره را تحويل مي‌دهم و بر مي‌گردم سراغ کار و زندگي‌ام.

اما اشتباه فکر مي‌کردم. چون اهميتي نداشت که شما حيوان مريضي را از گوشه خيابان پيدا کرده و صرفا براي کمک به حيوان به مرکز مراجعه کرده‌ايد يا براي معاينه و معالجه حيوان خانگي خود به اين بيمارستان آمده‌ايد. يعني اساسا اين گونه موارد در دستور کار اين مرکز تعريف نشده بود. به هر حال پس از سر و کله زدن با خوش اخلاق ترين!!!!!!! کارمند پذيرش که در همه عمرم ديده بودم!!!!!!!!!! (که به راستي شايسته دريافت کاپ اخلاق بود!!!!!!!!!!)، مراحل پذيرش عادي طي شد. مشکل اصلي جابه‌جايي گربه بود. باور کنيد به هر کس و ... رو انداختم و هيچ کس حاضر نشد کارتن را تا اتاق معاينه ببرد. باز هم کشان کشان و با هل دادن، کارتن را تا دم اتاق معاينه بردم. طفلکي حيوان از زور درد توان ناله کردن هم نداشت. 

معاينه‌اي انجام نشد، چون من بايد تصميم مي‌گرفتم که حاضرم هزينه‌هاي معاينه و درمان را تقبل کنم يا نه.
هزينه معاينه و راديولوژي نزديک به 8000 تومان بود که البته فقط يک مرحله تشخيصي بود و بعد از آن و در صورت نياز، هزينه جراحي افزون بر 300000 تومان بود، تازه بعد از آن هم مساله نگهداري حيوان بعد از عمل مطرح بود.
شده بودم ولي و تصميم گيرنده حيوان زخمي و بيچاره‌اي که دو ساعت قبل از گوشه خيابان پيدا کرده بودمش.

نه مي‌توانستم هزينه‌هاي درماني و جراحي را تقبل کنم، نه جايي براي نگهداري حيوان داشتم و نه از دلم مي‌آمد گربه بيچاره را در همان وضع رها کنم. ساده‌ترين کاري که مي‌توانستم بکنم گريه بود، و اين کار را کردم. خسته و ناراحت بودم، خسته و خشمگين، خسته و وامانده.

تا اينکه يکي از خانم‌هاي شاغل در آنجا که دانشجوي سال آخر دامپزشکي بود و در تمام طول مدت حضورم در بيمارستان با محبت و نگراني نظاره گر جريان بود حقيقتا لطف کرده و از يکي از اساتيدشان خواستند تا گربه را معاينه کنند. اين استاد گرامي که متاسفانه اسمشان را در خاطر ندارم، وقت گذاشته و حيوان را معالجه کردند. گربه بيچاره از ناحيه مهره کمر دچار آسيب شده و فلج شده بود.

به هر حال با کمک اين خانم نازنين و يکي ديگر از اساتيد محترم مجموعه، براي تشخيص نهايي چند عکس راديولوژي از گربه تهيه شد. تشخيص همان بود؛ شکستگي مهره و فلج. عمل هزينه‌اي نزديک به 400 هزار تومان داشت، البته گزينه ديگري نيز وجود داشت، تزريق آمپول بيهوشي و راحت کردن حيوان.
من که مي‌خواستم فرشته نجاتش باشم، حالا شده بودم پيک مرگ. تصميم سختي بود. نتوانستم راضي به اين کار شوم، هزينه راديولوژي و معاينه را پرداخت کردم و بار ديگر گربه را در جعبه گذاشته و به سمت منزل آمدم.

با توجه به اينکه خودم جايي براي نگهداري حيوان بيچاره نداشتم، از يکي از همسايه‌ها خواهش کردم که براي مدت دو روز حيوان را در حياط شان نگهداري کنند.
اين بار سراغ اينترنت رفتم، نتيجه جستجو فقط وبلاگهايي بود که راجع به حقوق حيوانات و حمايت از آنها نوشته بودند. البته راستي مثل اينکه انجمن حمايت از حيوانات هم داريم!!!!!!! اما من که هر چه تماس گرفتم کسي گوشي را برنداشت!!!
دو روز گذشت و تنها کاري که توانستم بکنم اين بود که هرروز با سرنگ به حيوان شير بدهم. گربه بيچاره قدري جان گرفته بود. خوشحال بودم که حيوان را نکشته‌ام.

برايم مهم بود که قضيه از نظر شرعي چه حکمي دارد و آيا مجاز به انجام پيشنهاد دامپزشک براي راحت کردن حيوان هستم يا نه؟ پس از 2-3 ساعت که پشت مشغولي خطوط تلفن مختلف مربوط به پاسخگويي سوالات شرعي بودم، متاسفانه جواب روشني نگرفتم.

و عاقبت کار....
بعد از گذشت 3 روز، بعد از کلي درگيري فکري و عاطفي، بعد از کلي زحمت دادن به همسايه‌ها و بعد از صرف هزينه‌اي افزون بر 20 هزار تومان (براي من هزينه کمي نبود)، با کلي غم و اندوه، حيوان بيچاره را يک کوچه بالاتر از جايي که پيدا کرده بودم رها کردم.
باور کنيد وقتي حيوان بيچاره با دو دست خودش را روي زمين مي‌کشيد، شاهد يکي از دردناکترين صحنه‌ها بودم.

نمي دانم سر حيوان بيچاره چه آمد، آيا راننده بي‌توجه ديگري حيوان را به کلي از بين برده؟ شايد هم مايه تفريح چند پسر بچه شده، شايد هم کسي که جايي براي نگهداريش دارد الان مشغول مراقبت از گربه است....

اما من افسوس مي‌خورم، افسوس مي‌خورم که چرا يک راننده بي توجه باعث آزار اين حيوان شده بود، افسوس مي‌خورم که چرا در شهر بزرگي مثل تهران هيچ نهادي براي رسيدگي به چنين مسائلي وجود ندارد و افسوس مي‌خورم که حتي با حيوانات نيز انسان نيستيم.
نوشته شده توسط احسان در 7:59 |  لینک ثابت   • 

با سلاخان آزمایشگاه ها بیشتر آشنا شویم

با سلام

 

این بار میخواهم با فرستادچندن کامنت از دانشجویانی که طرفدار زجر کش کردن حیوانات زنده در آزمایشگاه ها هستند شما را بیشتر با این گروه آشنا کنم .

 

اول از همه اینکه چندین بار قصد هک کردن وبلاگ اینجانب را داشتند که چندبا هم موفق شدند ولی خب بالاخره به لطف خدا با روش هایی خاص و خطاهایی که از ذوق زدگی فراوان در کارشان دیده می شد از طریق سیستم بلاگفا تونستم وبلاگ را بازپس گیرم . آخرین بار هم همین چند روز پیش بود که یکی از این دانشجویان پس از دزدیدن وبلاگ و فحاشی های فراوان به من پست قبل را حذف کرد و من ناچار شدم از نو آن را بنویسم

 

حال در ادامه بعضی از  کامنت های این هارا میبینید :

 

سه شنبه ۹ بهمن ۱۳۸۶ :

باید در راه کسب علم حتی ادم ها را کشت

 

جناب ایکس که نام خودت را ننوشتی ما هم از عقاید ننگین و وحشتناک . شما و  پست فطرتی شما که فکر میکنید علم هیچ ربطی با دین و ایمان و ... ندارد آگاهیم

چهارشبه ۲۹ اسفند ۱۳۸۶ توسط حامد :

 

man daneshjoie dampezeshkie karaj hastam
harfhaye shoma az roye jehalat va kezbe mahz ast
tamame tasaviri ke gozashtid marbot be heivanate gheire vatani ast va tamaman geran gheimat hastan
dar zemn baraye tashrih dar tamame donia va iran az heivanate khas estefadeh mikonan masalan gave 6sale ke paiane doreie tolidash ast

 

چهارشنبه ۲۹ اسفند ۸۶توسط حامد :

خیلی بی شئور هستی

 

منظور جناب دکتر با ادب از بی شئور همون بی شعور هست

از دید ایشان حیوانات غیر وطنی که جاندار نیستند گاو ها هم زندگیشان مهم نیست تنها محصول دادنشان مهم هست

 

شنبه ۷ اردیبهشت ۸۷  توسط بتع:

خودتو به یه روانشناس نشون بده

والا ما رفتار غیر انسانی نداریم فکر کنم این شمایید که...

 

پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۸۷ توسط معلم :

با سلام
عزیزم من یه جورایی دکتر دامپزشکم و همچنین معلم هنرستانم تو اردبیل
وبا حیوونات سرو کار دارم ولی باید برای پیش برد علم یکمی احساس رو با علم نیامیزیم.
هر جفتشون زمین میمونن
مثل کشتارگاه که یه که غیر احساسیه ولی کاریش نمیشه کرد.

از مغلطه کردنش که بگذریم... بازم صداقت این !

پنجشنبه 19 اردیبهشت1387 توسط بهروز:

اول سلام
دوم لطفا در مورد چیزی که نمیدونی اضحار نظر نفرمایید اگه فقط یه ذره از علم متوجه میشدیم همچین حرفایی نمیزدین .من خودم در هفته حداقل 10تا تشریح دارم وتاحالا دها مقاله نوشتم وادم عاقل بدون اگه این چیزا نبودن العان تو نبودی اگه میخوای عکسای وبلاگت تکمیل تر بشه یه تماس با من بگیر تا عکس کارای خودمم بهت بدم ولی شرمندما شرمندما خیلی شرمندما خیلی نادان بودی که این مطالب و نوشتی ...09356045

تکراری هست و پیش از این پاسخ دادم به کامنت های امثال این

 

پنجشنبه سیزده تیر ۸۷ توسط دارا :

سلام عزیز
فکر می کنم شما میل جنسی سرکشی داری که این وبلاگ را ساختی !!!
در برخی جاها درست گفته ای اما بیشتر گرفتار احساسات شدی !
خوش دارم بگم که بارها با محبوبیتی که نزد استادان داشتم , جون چندین حیوون کوچیکو نجات دادم .

عجب !!! این تشخیصی که داده حتما نتیجه گیری همین کارها هست

 

جمعه ۱۴ تیر ۸۷ توسط دانشجوی دامپزشکی دانشگاه تهران

دوست عزیز سلام
دانشجوی دامپزشکی هستم.
میشه بگی اگه ما دو تا حیوون تشریح نکنیم چجوری میتونیم از اون حیوونای خیابونی که تو سنگشونو به سینه میزنی حمایت کنیم یا درمانشون کنیم ؟

فقط بلدید حرف بزنید .... حرف ! حرف! حرف! اگر شما سر سوزنی به جای جیبتون و پول ویزیت حیوانات خانگی غم حیوانات خیابانی داشتید که ما این همه شاکی نبودیم ! اصلا شما زنده زندخ زجر کششون نکنید این ها را توی آزمایشگاه کمک کردن پیشکشتون ! خدا میدونه هر روز چند صدتا دامپزشک از کنار این گربه های بیمار خیابانی و ... میگذرند و عین خیالشون نیست ! آخه از کی میخوان ویزیت بگیرن ؟ مثلا از کائنات ؟ چند دقیقه وقت بذارن به اون زبون بسته کمک کنن یا یه ذره غذا بندازن جلوش  که چی بشه ؟ نه سود مادی داره نه مشهور و معروف میشن!

 

سه شنبه ۱۹ شهریور ۱۳۸۷ توسط دامپزشک :

 

قط میدونم تو که هیچ چیز از علم و از انسانیت نمیدونی اصلا اجازه نداری درباره شغل و حرفه شریف دامپزشکی صحبت کنی اصلا در مقام علمی نیستی که بخوای نظری بدی . بیخود هم ادای آدمای دلسوز پاک دلو در نیار چون اگر نازک دل و با احساس بودی تا حالا برای هزاران جنایتی علیه انسان یعنی همنوع خودت که هرروز در سراسر دنیا انجام میشه از غصه میمردی ! برو مطالعه کن ببین اصلا یه دامپزشک چه فداکاری هایی میکنه بعدا حرف بزن

مطمئن باش تا جنابت های امثال تو در حق حیوانات بی دفاع وجود داره هیچ امیدی به نجات انسان های مظلوم نخواهد بود ! و اگر یک ذره عقل داشتی میفهمیدی کسی که برای یه جیوون اینطوری دلش میسوزه انسان جای خود داره البته تعصب عقل و چشم و قلب شما را کور کرده و از ژیش داوری و قضاوت های بچگانه ات وضعیتت معلومه

 

یکشنبه ۲۸ مهر ۸۷ توسط دکتر وت:

 

اگه شما دیدی که تو کلینیکی دارن حیوانیو تیکه پاره میکنن قطعا بدون که اون حیوون از قبل مرده و باز کردن اونم بخاطر پی بردن به علت مرگ بوده همون کاری که پزشکیه قانونی برای انسان میکنه فقط فرقش با انسان اینه که کسی دوباره شکم باز شده حیونو نمی دوزه و همون جور جسدشو معدوم میکنن

چقدر تضاد هست میان گفته های هرکدومتون ! چقدر میخواهید ماست مالی کنید این جنایتتون ! مخصوصا از عکس های ژست های قبل میشه به مرده بودن حیوانات پیش از آزمایش که میخواستید علت مرگشون بدونید پی برد

 

چهارشنبه ۶ شهریور ۸۸ از طرف سیاوش:

حروم زاده ی بی سواد تو که در حد سیکل هم سواد نداری به من و امثال من که دکتر هستیم ادب یاد نده ... معلومه عقده حقارت داری که نتونستی دامپزشکی قبول بشی.... چون جای حروم زاده های کثیفی مثل تو نیست

این هم از فرهنگ و ادبشون  از کوزه همان برون تراود که در اوست

 

چهارشنبه ۲۸ شهریور ۸۸ توسط سایه :

 

من واقعا برای شما و وبلاگتون متاسفم. بی سوادی تا چه حد؟ عزیزه من کی این چرندیاتو به شما گفته که اومدی تو وبلاگت نوشتی؟  شما اگه اینقدر طرفداره حقوق حیواناتی بهتره یه وبلاگ راجع به فوایده گیاه خواری بنویسی. ما دامپزشکا تمام عمرمونو میزاریم درس میخونیم که ادمای بی سوادی مثل تو وقتی مامان جونشون واسشون قورمه سبزی میپزه کرم نگیرن بمیرن. اونوقت میگی سلاخا؟ به جای بی احترامی و اطلاعات غلط دادن به مردم بشین 2 روز فقط علف بخور که قدر مارو بدونی. حیف که فقط اون روستایی قدر مارو میدونه که از همه دنیا فقط یه گاو داره که زندگیشو باهاش تامین میکنه......

 

عجب ! عجب ! عجب ! اول که خیلی با ادبی .... میدونستی ؟ دوم اینکه خودتم قهمیدی چی بلغور کردی ؟ خب همه میدونن رفتید به این رشته برای سرکیسه کردن دامداران و بهره کشی از دام ها  و اینکه راهنماییشون کنید چه موقع اونارا بکشند تا سود بیشتری ها عاید اونا بشه و اصلا حقوق حیوانات در میان انگیزه های شما از رفتن به این رشته جایی نداره رشته پول سازی هست مگه نه ؟ حداقل ماهی یک ملیون را داره!

درضمن پیشنهاد کردی اگر دوستدار حیوانات هستیم وبلاگ تبلیغ گیاهخواری راه بندازیم ؟ پیش خودت نشستی فکر کردی گفتی مردم که به این راحتی ها  دست از گوشتخواری بر نمیدارن بذار این وبلاگ های گیاهخواری هم باشن این طرفداران حیوانات دلشون خوش باشه کسی هم که از کثافت کاری  و سلاخی های ما توی آزمایشگاه خبر نمیشه و ما هم درامدمون داریم و نزد دامداران احترام ! تازه بهمون میگن دکتر ! ما هم به گیاهخوارا  همه جا میگیم علف خوار

اولا مطمئن باش وبلاگ های گیاهخواری همه به این کار شما همیشه اعتراض دارن و توی پست هاشون اینو میتونی ببینی و بعد از اونم مطمئن باش چون اینطوری گفتی با اینکه قرار بود همین وبلاگ را بسپارم به کسی که در کنار این اعتراضات تبلغیات گیاهخواری هم داشته باشه بنابراین به جای این من اینجا کار خودم میکنم و از ایشونم میخوام که وبلاگی جدا در این زمینه راه اندازی بشه و ممنونم از اینکه روشنم کردی

 من در همینجا از همه وبلاگ نویسانی که موضوعشون در زمینه حمایت از حیونات هست خواهش میکنم در کنار تبلیغات گیاهخواری از آنجا که امثال این جنایتکاران نوشتن از گیاهخواری را یه جورایی مسخره بازی و علف خواری و بی اثر میدونن بیشتر به کثافت کاری های اینها د آزمایشگاه ها توجه نشون بدن تا اینطوری اعتراضات ما را به هیچ و مورد تمسخر نگیرن

 

 

اگر همه را خوانده باشید ! میبینید که سراسر کامنت ها از اول تا آخر همه فحاشی همه تضاد میان گفته ها چون فکر دروغ ساختن برای ماست مالی کار زننده ای که توی دنیا ور افتاده و اینا هنوز توی ایران ازش طرفداری میکنند چون از نظر بیماری روحی که دارند ارضا میشوند هست و همیشه هم که تلاش میکنند این وبلاگ را هککنند و بدزدند و تا حالا چند بار هم متاسفانه موفق شدند ولی باز شانس آوردم تونستم پسش بگیرم از طریق بلاگفا... دیه واقعا نمیدونم چی باید گفت قضاوت با شماست

نوشته شده توسط احسان در 10:43 |  لینک ثابت   • 

چرا مردم را خر حساب می کنید ؟


در اینجا به پاسخ به یکی از دانشجویان متعصب می پردازیم که فکر میکند من و شما را هم میتواند مانند وجدان خودش فریب دهد :


دوست عزیز سلام
من فکر میکنو هم شما از رشته ی دکترای دامپزشکی بی خبر هستید و هو اون خانم
ولی باید بگو یم که یکسری بیماری ها در دامپزشکی قابل درمان نیست و حیوان بیمار با ادامه ی زندگی فقط زجر بیشتری میکشد. این به خاطر اینه که حیوانات به جرم زبان بستگی نمیتوانند نشانه هایی مثل درد رو اعلام کنند تا جایی که بیماری اونقدر پیشرفت میکنه که علایم پاتوگونومیک ظاهر میشن. ما دامپزشک ها حتی در این مرحله از بیماری خیلی از دام ها رو درمان میکنیم ولی اونهایی که قابل درمان نیست رو با روشهای مخصوص بیهوشی برای تشریح آماده می کنیم.
خیلی ممنون که به فکر رشته ی دامپزشکی و حیوانات هستید ولی با اطلاعات غلط و نا کافی هیچوقت نمیتونید از ارزشهای این رشته ی خطیر و قابل احترام بکاهید
با تشکر

دانشجوی دکترای دامپزشکی


اولا که گفته دام هارا در مان میکنه !!! معلومه دام را درمان میکنید برای منفعت دامداری ها  تا سود بیشتری از سلاخیشون در بیارن و دستمزد های کلان شما سرجاش باشه ولی با نگاه کردن به تصاویر زیر ببینیم واقعا چقدر ما بی خبر هستیم از وضعیت حیوانات و چه مقدار اطلاعاتمون غلط و ناکافی هستش و چطور اینها با این همه وجدان و ایمان به خدا  حیوانات بیمار؟؟؟ !!!! ؟؟؟؟ (یک وقتی تصور نکنید خودشون با تزریق به عمد بیمارشون میکنندا  استغفر الله )  که امید به درمانشان نیست را بار بیهوشی کامل بدون کوچکترین درد و رنج وشکنجه ای سلاخی می کنند :




این در بیهوشی کامل هست ؟؟؟!!!؟؟؟
 


با زندانیان گوانتانامو هم چنین رفتاری نمی شود!



دست و ژایش را اینگونه به چهار میخ کشیده اند مبادا در بیهوشی قصد فرار کند

 
صدای فریادش را میشنوید ؟ ننگ بر انسانیت و ننگ بر مسانی که چنین میکنند با حیوانات
 
 
اجساد حیوانات متلاشی شده درون زباله دانی
 
 
نوشته شده توسط احسان در 20:28 |  لینک ثابت   • 

انگیزه های سادیسمی یک دانشجو برای سلاخی

با سلام به دوستان عزیز

 

در این بخش بر اساس نظری که یکی از دانشجویان این رشته که از طرفداران پر و پاقرص تکه پاره کردن حیوانات زنده هست و از انجام این کار احساس قدرت و لذت عجیبی بهش دست میده و در این وبلاگ نظراتی داده  را میخواییم بررسی کنیم.

 

پیش از همه برای توجیح این رفتار زشتش که نشان از بی وجدانی و بی اصل و نصب بودن او هست گفته بود تا این کارها نشه چطور میتوان واکسن ساخت؟

و پس از اینکه پاسخ دادیم که مگر از همان ترم نخست و پایه در هر دانشگاهی در ایران هر دانشجو باید در آزمایشگاه یک واکسن بسیازه و مگر واکسن ساخت وظیفه موسسه های تحقیقاتی بزرگ نیست ایشون بحث را عوض کرده و یک پاسخ های داده بی ربط که مربوط به مسائل جتماعی میشه و ربطی به بحث ما نداشته ولی خب انگیزشم یه جورایی گفته

در این زیر پاسخی که ایشون داده را  میتوانید ببینید

 

یکشنبه 8 مهر1386 ساعت: 21:37 توسط:دانشجوی دامپزشکی!!

شما اشتباه میکنی اونی که تعصب داره و کوتاه نمیاد شمایی نه من ! شما چند بار با دانشجوهای دامپزشکی ارتباط داشتی ؟ ما هیچ کدوم از تکه کردن حیوونا لذت نمی بریم یه سری برو سالن تشریح ما رو ببین یه نگاه به بچه ها بکن اونوقت... چیز دیگه ای که باید بدونی اینه که لزوما حیوونهایی که زیر دست ما میان کشته نمیشن خیلیهاشون مردن و بقیه هم اکثرا بیمارن ! میدونی یعنی چی یعنی ما خودمون هم در معرض ابتلا به بیماری هستیم! البته من مثل شما یه طرفه حرف نمیزنم! بله همه جا غفلت و بی رحمی وجود داره! توی جامعه ی ما خیلی مشکلات اجتماعی و... وجود داره که هیچ کدوم ذره ای رحم توش دیده نمی شه!! من به عنوان یه دختر از خیلی حقوق اجتماعی و طبیعی محرومم! !!حتی خود شما هم به عنوان پسر از حقوق طبیعیتون محرومی! اینا بیرحمی نیست؟؟!!

 

من اگر او سالن کثافت کاری های شمارا ندیده بودم و قیافه های روانی و سادیسمی شما ها که داشتین از خوشحالی پر در میاوردین را ندیده بودم همچین وبلاگی نمیساختم (البته بعضی وقتا برای ظاهر سازی میگفتین چندشت آوره)

من خیلی بیشتر از اونی که تصور کنی از این چیزهایی که گفتی شناخت دارم و ارتباط نزدیک داشتم

 

در یه جای دیگه گفته اینها اکثرا یا مرده هستند یا بیمار

 

خب اگر مرده باشند که هیچ مشکلی نداره کسی (البته اونم اگر از بیماری مرده از همون داروهایی هست که از شما تزریق شده بهشون قبلا)

اگر هم بیمار باشند که میتونید به جای تکه پاره کردنشون درمانشون کنید البته اگر وجدان و شعور داشتی همین کار را میکردی.

درضمن اونجایی هم که گفته یه جاهایی غفلت میشه منظورش اینه که بعضی وقتا یه جاهایی اونم یک در هزار غفلتی صورت نمیگیره و در بقیه موارد که همش کار اشتباه هست کثافت کاری خودش ار نامش میزاره غفلت و البته اگر چند هزار حیوون هم برای غفلت امثال این با درد و زجر جون میدن دیگه غفلته که شده چطور حقوق این در جامعه رعایت نشه بهش بگن باید مانتو روسری بپوشی تو خیابون ولی اون جیوان ها با درد و زجر به دست این کشته نشن؟

در آخر هم که اعتراف کرده چون در جامعه حقوقش پایمال میشه برای همین عقده های روانیش را سر حیوانات ناتوان بیچاره که زورش به اونها رسیده خالی میکنه.

 

همه این اراجیف را پاسخ داده ولی درباره اون پاسخ قبلی من درباره اون پیامی که قبلا فرستاده بود جوابی نداشته که بده

و جالب اینکه با اینکه در اون باره هیچ جواب منطقی نداشته من را هم متعصب و غیر منطقی به نظرش میاد.

 

برو به جای اینکه حرفهای بی ربط بزنی و جواب های مغلطه آمیز بدی یه خورده رو وجدان خودت (البته اگر داری) کار کن و اینقدر سعی نکن اون را بخوابونی و بهوایی عوام فریبی هم کنی

 

با این مظلوم نمایی ها هم راه به جای نمیبری

 

http://mocoloco.com/art/archives/vivisection_apr_05.jpg

نوشته شده توسط احسان در 18:56 |  لینک ثابت   • 

وقاحت تا چه اندازه؟

images/20061206/sheep.jpg

 

به نقل از جام جم آنلاین :واحد مركزي خبر : تولید حیوانات تراریخته یا تغییر ژنتیک یافته در پژوهشکده رویان به‌زودی آغاز می شود.
عضو هیئت علمی پژوهشکده رویان کشور گفت:در روش تراریخته دانشمندان سعی می کنند با ایجاد تغییرات ژنتیکی در حیوانات ، از تولیدات آن حیوان در ساخت داروهای خاص استفاده کنند.
دکتررضا سامانی‌ ، شبیه سازی برای درمان بیماریهای انسانی ، ادامه مراحل پیوند قلب روی 140 بیمار قلبی و کار روی قرنیه چشم و کبد در زمینه سلولهای بنیادی بزرگسالی را از دیگر برنامه های جدید پژوهشکده رویان بیان کرد.
وی در خصوص آخرین وضع نخستین گوسفند شبیه سازی شده خاورمیانه در ایران گفت: با گذشت 2 ماه از تولد این گوسفند وزن آن به 40 کیلوگرم رسیده و وضع فیزیکی و جسمانی آن بسیار خوب است.

 

واقعا شرم کنید

شرم کنید

نوشته شده توسط احسان در 17:59 |  لینک ثابت   • 

در انتظار مرگ

ایا او به دست یک استاد کشته خواهد شد یا دانشجو؟

این به اصطلاح دانشجو یا استادی که قراره سلاخیش کنه آفا هست یا خانم؟

نوشته شده توسط احسان در 4:13 |  لینک ثابت   • 

سلاخ یا دانشجو؟

این سلاخانی که نامشون دانشجو و استاد دامپزشکی هست حیواناتی مانند حیوانی که در زیر میبنید:



که یه حیوان خیابانی و ولگرد بی پناه هست و کسی نیست بهش رسیدگی کنه میگیرن میبرن و در آزمایشگاه بلاایی مانند حیوانی که در زیر میبنید :







به سرش بیارن.


توی آزمایشگاه زنده زنده زجرشون میدن و سلاخیشون میکنند.


(و به قول خودشون قربانی میکنند اینهارا تا به حیوانات دیگه رسیدگی کنند)


البته بدون این کار ها هم ثابت شده که خیلی بهتر میتونن درسشون را بفهمند.


ولی خب برای توجیح جنون پایان ناپذیری که دارند مجبورند از این دلیل های خنده آور بیارن


البته منظورشون از قربانی شدن اینها برای دیگر حیوانات میدونید چیه؟


هیچوقت دلشون نسوخته که یکی دوتا حیوان مریض را کالبد شکافی کنند تا حیوانات بیابانی و ولگرد شهری را بدون دریافت ویزیت درمان کنند. بکشینشونم از این نا پرهیزی ها نمیکنند.


اونهارا میکشند تا در آینده پول کلان بگیرن برای درمان حیوان های خانگی تیتیش مامانی که در زیر عکس یکی از آنهارا میبینید .




البته ما نمیگیم حیوانات خانگی نباید درمان بشن


ولی سوال همیشگی بدون پاسخ ما این هست:


چرا حیوانات ولگرد بیابانی و درون شهری مانند سگ و گربه و سمور و قورباغه ولاکپشت و خرگوش و... که کسی نیست از اونا نگهداری کنه و ترو خشکشون کنه و آب و غذاشون بده یا هزینه درمانی اونهارا بپردازه باید به این شکل وحشیانه به دست استادان و دانشجویان دامپزشکی باید فدای حیوانات خانگی بشوند؟


نوشته شده توسط احسان در 16:50 |  لینک ثابت   • 

کشتار بی رحمانه موشها به دست داشنجویان دامپزشکی

 

 

 

 

نوشته شده توسط احسان در 3:32 |  لینک ثابت   • 

معرفی

با سلام

بدون هیچ مقدمه ای میخوام موضوع اصلی این وبلاگ را دربارش صحبت کنم.

نمیدونم تا چه حدی با  کشت و کشتار حیوانات در همه جای جهای آشنایی دارید یه عده حیوونارو شکار میکنن که بهشون میگن کشتارچی یه عده هستند که اونارو قربانی میکنند به نام قصاب و یه عده هم از روی آزار خلاصه این حیوانات بیگناه زبان بسته دسته دسته از سوی ما  انسانهای  خونخوار به نابودی کشیده میشن ولی یه گروه هستند که واقعا حیوانات را که میشکن هیچ اونارا زجر کش میکنند و با شکنجه به قتل میرسونند و دست هرچی شکارچی و قصاب هست از پشت بسند که اینها دانشجویان رشته میکروبیولوژی و دامپزشکی هستند به خصوص داشنجویان دامپزشکی از همه بیشتر در این زمینه دست به قتل عام وزجر کش کردن حیوانات بیچاره میزنند.

البته هرچی میکنند به فرمان استادهای سادیسمی و مریض روانی اونا هست ولی خب میتونن خودشونم از این کار خودداری کنند و  نمیکنند و با بهانی های واهی به این کار زشت ادامه میدن.

این دانشجویان عاشق بو و رنگ خون هستند و واقعا از کشتن این حیوانات بیچاره لذت میبرن و احساس مسرت بخشی از این کار بهشون دست میده

این وبلاگ را ساختم برای همین مساله و هر روز با گذاشتن عکسهایی از کشتار حیوانات بی گناه به دست انسانهای رذل و پست در آزمایشگاهها این رفتار وحشیانشون را برای شما به نمایش میزارم تا بدونید این  استادها و دانشجویان رشته دامپزشکی به جز یع تعداد انگشت شماریشون بقیشون چقدر پستفطرت و بی وجدان هستند.

 

نوشته شده توسط احسان در 21:47 |  لینک ثابت   •